عقاید درباره‌ی کره‌ی زمین

عقاید

 یونانیان که پیشروان علم بودند در قرن ششم قبل از میلاد زمین را کروی و ثابت فرض میکردند و اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان زمین مرکز است. بطلمیوس بیش از همه بر این عقیده بود. در جهان زمین مرکز، زمین در مرکز عالم قرار داشت و کرات دیگر، خورشید و سایر ستارگان گرد آن میگشتند. سالها بعد معدودی از متفکران یونانی مخصوصا آریستار خوس، اندیشه ی زمین مرکزی بودن دنیا را زیر سؤال بردند ولی کتاب <<المجسی>> بطلمیوس بر علم آن زمان سیطره داشت و مانع از پذیرفتن نظر آریستار خوس شد.

زمین مرکز کائنات

 در سده ی ششم قبل از میلاد، فیثاغورس نظم ریاضی را وارد اندیشه ی کیهان شناختی کرد. به نظر او عالم نظم هندسی هماهنگی داشت که قوانین ریاضی و اعداد و ارقام بر آن حاکم بودند.

  افلاطون در سده ی چهارم پیش از میلاد، برخی ایده های فیثاغورس را برای تدوین کائنات تازه ای از سر گرفت. به نظر او زمین شکل کروی کاملی داشت و کرات دیگر میبایست سفر خود را به دور زمین، با شتاب ثابتی انجام دهند. خط سیر اجرام سماوی از مشرق به مغرب در آسمان چنین تصوری را به وجود آورده بود که زمین مرکز عالم ، ساکن و بی حرکت است و سایر کرات و ستاره ها از جمله خورشید گرد آن میچرخند.از آنجا که در شبهای متوالی موضع سیاره ها نسبت به ستاره ها تغییر میکرد به آنها Planet یا همان سیاره که در زبان یونانی به معنای ولگرد است، تعلق گرفت.ولی این تغییر موضع ها و اینکه گاهی سیارات در مسیر غرب به شرق حرکت میکردند (حرکت عقبگرد) در کائنات زمین مرکزی افلاطون، توجیهی نداشت.

افلاطون

 

کائنات ارسطو

 حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد،ارسطو برای هر یک از کرات دایره ای در نظر گرفت،این دایره ها هم مرکز بودند و زمین ساکن ، در مرکز آنها قرار داشت. دایره ی هر یک از کرات با چهار یا پنج دایره ی دیگر مرتبط بود که همه دور محورهای متفاوتی میچرخیدند به طوری که روی هم قرار گرفتن حرکت آنها، حرکت سیاره را موجب میشد.

ارسطو

 

کائنات بطلمیوس

 به نظر ارسطو جهان از اتم ساخته شده بود، زمین و ماه به دنیای تغییر یابنده و سایر کرات به دنیای تغییر ناپذیر وابدی تعلق داشتند.کائنات افلاطونی و ارسطویی دو قرن بعد، با ظهور بطلمیوس به اوج تعالی رسید.بطلمیوس با ترکیب اطلاعات چهار سده ی گذشته، یک کائنات هندسی ساخت که ۱۵۰۰ سال بدون هیچ ایرادی مورد قبول قرار گرفت.

بطلمیوس

 

 ویژگی های کائنات بطلمیوس

-۱زمین مرکز کائنات بود.

-۲زمین کروی بود.

۳-حرکت های طبیعی کرات سماوی، دایره ای و هم شکل بودند.

بطلمیوس کرات آسمانی را روی دایره های کوچکی به نام دوایر بیرونی، فرض کرد که مرکز آنها روی دایره ی سماوی پیشنهادی ارسطو قرار داشت و به این ترتیب مسئله ی حرکت غیر عادی کرات سماوی حل شد.

در سال۱۵۴۳میلادی (۹۲۲شمسی) نیکلاسکوپرنیک، دانشمند لهستانی مرکزیت را از زمین گرفت و به خورشید داد.

نیکلاس کوپرنیک   

 

 

کائنات خورشید مرکزی کوپرنیک

برای مطالعه ادامه متن اینجا کلیک کنید

 

گردآورنده: فاطمه صابری

 

منابع

ویکی پدیای انگلیسی

سایت علمی بیگ بنگ

عضویت در باشگاه voice of cosmos
نظرات عقاید درباره‌ی کره‌ی زمین