منظومه‌ی شمسی از سلطه‌ی ارسطو تا محاکمه‌ی گالیله

لطفا ابتدا مقاله‌ی مربوط به سلطه‌ی ارسطو و کائنات بطلمیوس را در اینجا بخوانید.

نیکولاس کوپرنیک 

 

کائنات خورشید مرکزی کوپرنیک

 

نیکولاس کوپرنیک متولد ١٩ فوریه ی ١۴٧٣ در “تورون” لهستان بود. وی در سن ده سالگی، پدرش را که یکی از تاجران به نام و ثروتمند مس بود، از دست داد و به همراه برادر و دو خواهرش، تحت سرپرستی دایی اش “لوکاس ولتزنرود” که اسقفی بود در”پروس شرقی” قرار گرفت. نیکولاس در سال ١٩۴١ برای تحصیل علوم دینی و ریاضیات به دانشگاه “جاگیلونی” کراکو _کراکو در آن زمان پایتخت لهستان بود_ رفت و در آنجا توسط معلم خود “آلبرت برودزوسکی” با ستاره شناسی آشنا و به این علم علاقمند شد. او پس از چهار سال، به منظور تحصیل در رشته ی حقوق و پزشکی راهی دانشگاه “بولونیا” و “پادوا” در ایتالیا شد؛ سپس برای ادامه ی تحصیل در فقه و.علوم مدنی به “فرارا” رفت اما پس از آشنایی با ستاره شناس مشهور “دومنیکو نووارا دوفرارا” دستیار او شد. در سال ١۴٩٧ دایی نیکولاس، اسقف “وارمیا” شد و جایی هم برای  او به عنوان کشیش عالی رتبه در کلیسای جامع “فرومبورک” خالی شد اما کوپرنیک با کسب اجازه از دایی اش، چند سال دیگر هم در ایتالیا ماند و در سال ١۵٠٣ دکتری فقه دریافت کرد. او در مدت اقامتش در “پادوا” آثار “سیسرو” و “افلاطون” را مطالعه نمود و با نظریات گذشتگان  در زمینه ی حرکت کره ی زمین آشنا شد و طرح اولیه ی نظریه ی خود را شکل داد.

محل تولد کوپرنیک

 

کوپرنیک  بعدها برای زندگی و کار به “فرومبورک” رفت و خدماتی از جمله اصلاح نظام پولی حکومت “پروس”، انتشار رسالاتی در مورد ارزش پول و فرماندهی دژ وابستگان به کلیسا _در جنگی که بین سالهای ١۵١٩  تا ١۵٢۴ بین لهستان و “توتونها” به وقوع پیوست_ را برای کلیسا و حکومت انجام داد. وی همچنین در  اوقات فراغتش، در رصدخانه ی ساده ای که خود ساخته بود،  به مطالعه ی ستارگان و اجرام آسمانی می پرداخت و برای این کار از کتاب المجسی بطلمیوس که مرجع همه ی دانشمندان غربی بود، استفاده میکرد.

نظریه ی زمین مرکزی، حرکت سیارات و افلاک و مکان و موقعیت آنها در زمانهای مختلف را به خوبی و با دقت زیاد پیشبینی  میکرد اما تناقضاتی در زمینه ی های فیزیکی و فلسفی داشت که افراد زیادی در پی رفع این نواقص و رسیدن به مدل های جدید غیر بطلمیوسی بودند _از بین دانشمندان اسلامی ای که در این زمینه کار میکردند، میتوان “خواجه نصیرالدین طوسی”، “قطب الدین شیرازی”، “مؤیدالدین عرضی” و “ابن شاطر دمشقی” را نام برد_ البته لازم به ذکر است که این دانشمندان به دنبال مدلی غیر بطلمیوسی بودند اما هدف آنها در واقع یک مدل زمین مرکزی کاملتر بود! کوپرنیک هم در سدد برآمد تا مدلی غیر بطلمیوسی ارائه دهد؛ او به شدت تحت تأثیر تفکرات فیثاغورسی _پیروان این تفکر معتقد بودند که  طبیعت همیشه منطبق بر ساده ترین نظریه است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی،  قابل شناخت و بررسی است_ بود و همانند پیروان این تفکر، خورشید را مقدس می دانست و معتقد بود که این خورشید مقدس جایی جز در مرکز کائنات نمی تواند باشد. کوپرنیک نظرش را که مبتنی بر مرکزیت خورشید بود، اعلام کرد و ایده ی انقلابی او که مخالف با نظر پیشینیان و نص کتاب مقدس بود، با استقبال خوبی مواجه شد. او در سال ١۵١۴ دست نوشته ای که در آن به اختصار نظرش را در مورد مرکزیت خورشید بیان کرده بود، بین دوستانش توزیع کرد و با استقبال خوبی مواجه شد به طوری که نامش در بین دانشمندان آن زمان مطرح شد اما نظرش را در محافل علمی مطرح نکرد زیرا به دنبال مشاهدات دقیقتر  و جمع آوری مدارک معتبر بود. وی در سال ١۵٣۶ تحقیقاتش را تمام کرد؛ در آن زمان تقریبا همه ی دانشمندان او را می شناختند و خواستار انتشار نظریه ی او بودند؛ کوپرنیک حتی در کلیسا حامیان زیادی داشت! او باز هم به تحقیق ادامه داد تا اینکه در سال ١۵٣٩ با ریاضی دانی به نام “گئورک یواخیم رتیکوس” آشنا شد و او را  به شاگردی پذیرفت؛ پس از آن، آن دو با هم به تحقیق پرداختند و دو سال بعد رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کوپرنیک، کتاب “ناراتیو پریما” که مربوط به حرکت زمین است، را نوشت و در سال ١۵۴٢ بخشی از پژوهش های کوپرنیک  در زمینه ی مثلثات را به نام خود او، منتشر کرد. کوپرنیک  سرانجام در سال ١۵۴٣ در پی اصرارهای مکرر رتیکوس، کتابش را چاپ کرد.

 

گردآورنده: فاطمه صابری

 

عضویت در باشگاه voice of cosmos
نظرات منظومه‌ی شمسی از سلطه‌ی ارسطو تا محاکمه‌ی گالیله